سایت متنوع راه نرفته
 
 
گر ماه من برافکند از رخ نقاب را          برقع فروهلد به جمال آفتاب را
گویی دو چشم جادوی عابدفریب او         بر چشم من به سحر ببستند خواب را
اول نظر ز دست برفتم عنان عقل         وان را که عقل رفت چه داند صواب را
گفتم مگر به وصل رهایی بود ز عشق         بی‌حاصلست خوردن مستسقی آب را
دعوی درست نیست گر از دست نازنین         چون شربت شکر نخوری زهر ناب را
عشق آدمیتست گر این ذوق در تو نیست         همشرکتی به خوردن و خفتن دواب را
آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز         تا پادشه خراج نخواهد خراب را
قوم از شراب مست وز منظور بی‌نصیب         من مست از او چنان که نخواهم شراب را
سعدی نگفتمت که مرو در کمند عشق         تیر نظر بیفکند افراسیاب را
http://www.fwi.co.uk/blogs/rural-life/Nightingale.jpg





طبقه بندی: حرف های تنهایی، 
برچسب ها: غزلیات سعدی، غزل، سعدی، گلستان،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 مهر 1389 توسط راه فردا

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند



ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت و ویژه نامه ها،  دین و اندیشه وعکس مذهبی،  شعر و قطعات ادبی، 
برچسب ها: امام رضا، امام رضا(ع)، قیصر امین پور، امین پور، غزلی از مرحوم قیصر امین‌پور به مناسبت شهادت حضرت رضا (ع)، غزل،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 بهمن 1388 توسط مسیح
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : راه نرفته