|
سایت متنوع راه نرفته |
||||||||
|
|
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. دست نوشته ای تقدیم روح پاک و والای مولای مان شهید کربلا ... چندی ست که قصد نوشتن خطی بر این احساس دارم ... افسوس که دست و قلمم از نوشتن باز مانده اند و ذهنم در باب توصیف این مصیبت کبری ناتوان است و نقش صدای بغض آلود کودکی را دارد که " نه می تواند بگوید " و " نه می تواند فراموش کند " و "نه دل ِ ماندن دارد " . کم نگفته اند و کم نخواندیم در باب آن " غوغای عظیم " و " آن مصیبت کبری " , " آن واقعه سوزناک " و " آن فرهنگ و هدف اصیل ِ ایستادگی در برابر ظلم " و " پیروزی حق بر باطل " . آری کم نگفته اند و کم نشنیده ایم ; اما " کم گذاشته ایم " . کم گذاشته ایم از " درک هدف و تلاش برای تغییر نگاه " . کم گذاشته ایم از " حصول شناخت پیام ناب و بر حق واقعه عاشورا ". ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط
راه نرفته
أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ [عَلَیْهِ] السَّلامُ. خدا مزدهاى ما را به خاطر سوگوارىمان براى حسین(درود بر او باد) بزرگ گرداند، و قرار دهد ما و شما را از خونخواهانش به همراه ولىاش امام مهدى از خاندان محمّد(درود بر ایشان باد).
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط
راه نرفته
![]() زینب کبری و ام کلثوم، دختران امیرالمومنین«ع»،همچنین فاطمه دختر امام حسین«ع» نیز جزء اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانیهای افشاگر داشتند.
پس از واقعه تلخ عاشورا، رسالت سنگین بانوان کاروان حسینی آغاز گردید. آنان با وجود شرایط سخت جسمی و روحی، می بایست از اندیشه و کلام و احساس یاری گرفته و با خطبه های پرشور خویش، مردمی که در عمق نادانی به سر می بردند را از حقانیت راه امام حسین(علیه السلام) و مظلومیت ایشان آگاه سازند و به رهبری زینب(علیهاالسلام)، به نشر معارف اسلام و رساندن پیام شهیدان بپردازند تا اسلام را از هدم و زوال نجات بخشند. ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط
راه نرفته
![]() گودال بود و غربت بی انتهای من شد خیمه گاه مروه و مقتل صفای من از بسکه ازدحام در آنجا زیاد بود جایی نبود کشته ی بی سر ؛ برای من یک خنجر شکسته چرا بوسه می زند بر روی حنجر تو برادر به جای من یک نیزه آمد و سخنت را برید و رفت یک کعب نی رسید به داد صدای من پیراهن تن تو پر از رد پا شده است .... یا اشتباه میکند این چشم های من ؟ با تازیانه ها بدنم خوب آشناست من را زدند پیش تو ای آشنای من دیدند بی کسیم به ما طعنه ها زدند مانند مادر تو مرا بی هوا زدند ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1390 توسط
راه نرفته
![]() قال الله تعالی فی کتابه : ما خلقتُ الجن و الإنس إلا لیعبدون.1 السلام علیک أیهاالعبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین. 2
چه شد که حضرت اباالفضل علیه السلام جایگاه خاصی پیدا کرد که هم در زمان حیاتش و هم بعد از آن معصومین علیهم السلام از او تجلیل کردند؟ تا جایی که در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: إن للعباس عندالله تبارک وتعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامه . یعنی عباس نزد خداوند متعال منزلتی دارد که روز قیامت تمام شهیدان ( نمی فرماید انسانهای عادی) به مقام او غبطه می خورند. 3 می گویند ما کجا عباس کجا؟ ادامه مطلب نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 آذر 1390 توسط
راه نرفته
|
|||||||
محتشم كاشانی ![]() |
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟ باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است |

بنا بر آنچه که در منابع اسلامی در رابطه با وقایع مرتبط با حادثه کربلا که در روز پنجم محرم الحرام سال 61 هجری آورده شده است، به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
- در این روز عبیداللّه بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی" را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.(1)
حضرت آیت الله بهجت(ره) در فرمایشات خود درباره درسهای کریلا فرمودهاند: حضرت سیّدالشهدا(علیه السلام) با اختیار خود آن همه مصایب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود؛ زیرا پیوسته و حتی در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه میشد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کنند و یا لقاءاللّه و معاهده و پیمانی را که با خدا بسته است، ولی ایشان با اختیار خود آن مقامات عالیه را انتخاب کردند.


رسول، هیچ کس را نمی یابم جز آنان که یاران راستینم بودند و اینک پیشانی بر خاک ساییده اندو صدایشان را در
چاه مرگ نهاده اند.
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی

خورشید گریخت... اندام زرینش را در ورای افقی خونرنگ فروبرد; و ماه با دیدگانی فرو افتاده در کاسه ای از سرشک خون، سربرآورد... گردباد قبایل همچنان بر پیکر خیمه ها می وزید، در آن آتش بر می افروزد، زبانه های آتش هم چون دهانهایی گرسنه که به مرز جنون رسیده است کام می گشاید، و همه چیز را می بلعد. گرگ ها زوزه می کشند... بناگاه برّگانی کوچک و هراسان را فرو می گیرند... شیاطین با ملائکه درگیر می شوند. و پژواک فریادهایی طنین می افکند: